تبلیغات
مشورت - خاطره
 
راههای مشاوره

خاطره

نوشته شده توسط :محبوبه
جمعه 17 آبان 1392-08:11 ق.ظ

یه روز صبح زمستون وقتی 8ساله بودم هوا سرد بود وبرف زیادی اومده بود  از ترس سرما دلم نمیخواست از زیر لحاف بیام بیرون گفتم کاش اصلا صبح نمیشد که بخوام برم مدرسه
که ناگهان صدای مادرم رو بالای سرم شنیدم که میگفت نمیخوای مدرسه بری پاشو راه مدرسه تا خونه خیلی بود بعد از اینکه صبحانه رو خوردم بالاخره از خونه اومدم بیرون واروم اروم به طرف مدرسه رفتم سرد بود وبرف هم اومده بود باید پیاده میرفتم چون از وسیله خبری نبود به خاطر سرد بودن هوا سرعتم کم شده بود به خاطر همین به مدرسه دیر رسیدم  بچه ها همه سر کلاس بودند
معاون ومدیر خیلی خشنی داشتیم دلم میخواست منونبینند تا بتونم وارد کلاس بشم اما نمیشد چون معلمم خشن تر از اونا بود وبه ضررم میشد چاره ای نبود باید تنبیه میشدم چون دیر رسیده بودم دستام از شدت سرما قرمز شده بود بالاخره رفتم به طرف کلاس که یه دفعه معاون مدرسه  رودیدم که با خط کش بلندش اومد طرفم وگفت .....چرا دیر اومدی با صدای لرزانی که هم از ترس بود وهم از سرما گفتم به خدا راهم دور بود گفت دروغ نگو تو که خونه تون همین پشته اره درست میگفت اما نمیدونست که تابستون ما جا بجا شدیم واز اون محله رفتیم خوب که سرم داد کشید گفت دستاتو بیار جلو دستهای سرد ویخ زده وکوچیکمو با ترس گرفتم جلو که کتک بخورم یکی روی دست راست یکی روی دست چب تا اینکه دیگه از شدت درد نتونستم دستام بیارم جلو همینطور که اشک میرختم بهش نگاه کردم که التماس کنم ترو خدا یه دفعه گفت دیگه تکرار نشه برو سر کلاست با چشمهای پر اشک اومدم دم کلاس معلمم یه پوزخندی زدو گفت دیر اومدی خوب بیا برو بشین  دیگه دیر نیا میدونست حسابی تنبیه شدم  اون دیگه بام کاری نداشت
  (خاطره مربوط به سال 53از شهرستانهای اطراف اصفهان) بچه های امروزی قضاوت کنید ما چه جور درس خوندیم شما چطور
قدر موقعیت فعلی رو از نظر درک معلمانتون  وموقعیت مدرسه بدونید





نظرات() 


manicure
شنبه 19 فروردین 1396 12:08 ق.ظ
Very good article! We are linking to this particularly great content on our
website. Keep up the great writing.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 01:08 ب.ظ
My partner and I absolutely love your blog and find nearly all of your
post's to be just what I'm looking for. Would you offer guest writers to write content to suit your needs?
I wouldn't mind composing a post or elaborating on a number of the subjects you
write with regards to here. Again, awesome blog!
ترانه های کودکان
یکشنبه 26 آبان 1392 09:34 ب.ظ
سلام خداقوت.از خاطرات شیرین آن دوران هم بنویسید.موفق باشید.
پاسخ محبوبه :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox