تبلیغات
مشورت - محبت افراطی واثرات آن بر کودک
 
راههای مشاوره

محبت افراطی واثرات آن بر کودک

نوشته شده توسط :محبوبه
شنبه 12 مرداد 1392-02:03 ب.ظ

اثر سوء محبت افراطى

تردیدى نیست که همه کس فرزند خود را چون پاره ى تن خود دوست مى دارد و اگر سخن از ابراز محبّت غیر متعادل است نه به معناى محبّت زیادى است، زیرا دوستى یا دشمنى فعل قلب است و در اختیار کسى نیست. بنابراین علاقه به فرزند علاوه بر آن که فطرى و کاملا طبیعى است امر اختیارى نیست تا نوبت به سخن از افراط یا تفریط در آن برسد، بلکه محور بحث در این مرحله نحوه ى ابراز محبّت افراطى است. به این ترتیب که اگر والدین به دلیل علاقه ى وافرى که به فرزند خود دارند، همه ى امکانات رفاهى را در اختیار او بگذارند و هر آن چه که احساس کردند کودک نیاز دارد قبل از درخواست و به مقدار بیش از نیاز در اختیار او بگذارند و دائماً با کلمات محبّت آمیز و عاشقانه از حرکات و گفتار او تعریف کنند و اجازه ى کوچک ترین زحمت و تلاشى را به او ندهند و از همه خطرناک تر کارهاى خطاى او را توجیه کنند و به جاى او عذرتراشى نمایند، بدانند ناخودآگاه کودک خود را در مسیرى قرار داده اند که آثار آن نه تنها دنیا، بلکه آخرت او را تباه خواهد کرد.

زیاده روى در محبت در دوران کودکى به صورت خودخواهى، کم طاقتى اتکاى به غیر، بى ادبى و جسارت به دیگران و از همه مهم تر ضعف نفس و شکوفا نشدن استعدادهاى پنهان کودک نمایان مى گردد.

و چنان که بارها در سیر مباحث کتاب اشاره شد، کرامت نفس یعنى توجه به سجایا و ارزش ها و توانمندى هاى انسانى و متقابلا مهانت نفس یعنى غفلت از ارزش هاى نفس انسانى و معطل گذاردن آن ها. بنابراین ضعیف النفس در این فرهنگ نه آن است که ذاتاً توانمندى ندارد، بلکه از آن ها غافل است و به کار نمى بندد و ریشه ى این نقص از زمان کودکى شکل مى گیرد، به این ترتیب که اگر کودک در فضاى تربیتى رشد کند که به دلیل ابراز محبّت هاى افراطى هر آن چه بخواهد بلافاصله فراهم شود و کودک در ناز و نعمتى بیش از حدّ نیاز خود رشد کند طبعاً زمینه اى براى به کار افتادن استعدادهاى او به وجود نمى آید و دائماً در زیر چتر حمایتى والدین و یا بزرگ ترها (خاله و عمه، مادربزرگ و پدربزرگ) قبل از واقع شدن در سختى ها و احساس نیاز به برطرف کردن آن، سختى از او برداشته مى شود، استمرار چنین روندى در زندگى کودک نتیجه اى جز دفن استعدادها و خلاقیت ها و قوه ى ابتکارى است که مى توانست هنگام برخورد با مشکلات و دست و پنجه نرم کردن با آن ها در او شکوفا شود.

(قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّـلـهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّـلـهَا)

هر کس که نفس خود را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد، و هر که آلوده اش ساخت، قطعاً درباخت.

زندگى سراسر مسائلى است که هر یک راه حل خاص خود را مى طلبد و اگر بنا باشد کودک از همان آغاز یاد نگیرد چگونه با مسائل روبرو شود و راه حل آن ها چیست، چگونه مى تواند با مسائل بزرگ تر زندگى خود با جرأت و قدرت برخورد کند و از میدان بیرون نرود و یکایک آن ها را با موفقیت حل کند محبت ها و دل سوزى هاى نابجاى والدین ناخودآگاه شخصیت کودک را زبون و محتاج و متّکى به غیر بار مى آورد و از سوى دیگر چون احساس غرور کاذب دارد حاضر نیست ضعف خود را بپذیرد تا زمینه ى اصلاح آن را فراهم آورد و لذا شروع به فرافکنى مى کند و دیگران را مسؤول شکست ها و عقب افتادگى هاى خود در زندگى مى داند، نتیجه این تفکر در سال هاى بعد به بدبینى و تنگ نظرى نسبت به والدین و خانواده و بستگان و حتّى زندگى آینده اى که تشکیل
مى دهد مى شود و بدون آن که هزاران هزار نعمت هاى گوناگون پروردگار را در اطراف خود ببیند از همه کس و همه چیز دائماً گله دارد و منفى نگرى او تا کجا پیش رود خدا مى داند.

در فرهنگ دینى، قرار گرفتن در سختى ها براى مؤمن ارزش شناخته شده است و اصولا شریعت الهى مجموعه دستورات و تمرین ها براى کنترل و دریافت نفس است.

پیامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله علیه‏وآله‏وسلّم ـ در این باره فرمود:

«الشریعة ریاضة النفس.»

دین سراسر تمرین سختى براى نفس است.

و کرامت انسانى و استعدادهاى بى نهایت گوهر انسانى در بوته ى سختى ها شکوفا مى شود.

امیرمؤمنان على ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«فِى تَقَلُّبِ الاَْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ وَ الاَْیّامُ تُوضِحُ لَکَ السَّرائِرَ الْکامِنَة.»

در فراز و نشیب زمانه گوهر باطنى افراد شناخته مى شود و گذشت ایام پنهانى هاى پوشیده را براى تو آشکار مى کند.


.






ذهن را باید شست
از آن روزهایی که شما فرزندانتان را بزرگ کرده اید، سال های بسیاری گذشته است. قوانین رفتاری و اجتماعی تغییرات زیادی کرده است. کودکان این روزها به تلویزیون، رایانه، اینترنت و هزاران وسیله ارتباطی دیگر دسترسی دارند و بنابراین دیگر شما نمی توانید با بستن در منزل، از ذهن و فکر نوه تان در برابر موج اطلاعاتی که به او می رسد، محافظت کنید و یا به آن جهت دهید. بنابراین می توانید با فرزندانتان در این مورد صحبت کنید و از راهکارها و پیشنهادهایی که آن ها به شما می دهند، در طول ساعاتی از روز که نوه ها نزد شما می مانند، استفاده کنید. کتاب ها و برنامه های تلویزیونی نیز شما را در جریان جو و فرهنگ جاری جامعه قرار خواهند داد.
 لوس کردن هرگز
نوه هایتان را لوس نکنید. این چندان خوب نیست که نوه ها برای آمدن به منزل شما، لحظه شماری کنند به این دلیل که می دانند آن جا هر کاری دلشان خواست می توانند انجام دهند و هیچ قانون و باید و نبایدی وجود نخواهد داشت.اگر پدر و مادر کودک استفاده از وسیله ای را برایش ممنوع کرده اند و یا به دلایلی ابزار یا وسیله ای را برایش خریداری نمی کنند، این نشانه محبت نیست که به نوه تان اجازه دهید در منزل شما، قوانین تعیین شده از طرف پدر و مادرش را زیر پا بگذارد و به عنوان مثال فیلم های خشن را تماشا کند و یا مثلا به گیم نت برود.بدتر این است که شما دور از چشم والدین، ابزار و وسیله ای را که استفاده از آن برای کودک ممنوع شده است، برایش تهیه کنید. این کار نه تنها کودک را از کنترل فرزندانتان خارج خواهد کرد، بلکه کودک هم عادت می کند هرروز چیزهای بیشتر و بیشتری را از شما بخواهد که تهیه بعضی از آن ها از توان شما خارج است.همواره تلاش کنید همسو با والدین و در تایید گفتار و رفتار آن ها با کودک رفتار کنید. البته شاید به نظر شما برخی نکات قابل تجدیدنظر باشد و یا بر اساس تجربیات خود، راهکار بهتری داشته باشید، در این موارد بهتر است وقتی نوه تان حضور ندارد، این مطلب را با فرزندتان در میان بگذارید و رفتار و گفتارتان را با هم هماهنگ کنید.




نظرات() 


fideliapasquarielloo.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 06:22 ب.ظ
I've been exploring for a little bit for any high quality articles or weblog posts in this kind of house .

Exploring in Yahoo I eventually stumbled upon this website.
Reading this info So i am happy to show that I've a very good uncanny feeling I came upon exactly what I needed.
I so much indubitably will make sure to don?t disregard this web site and give it a look regularly.
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 06:35 ق.ظ
Hello There. I found your blog the usage of msn. This is a very neatly written article.
I'll make sure to bookmark it and come back to learn more of your
helpful info. Thank you for the post. I'll certainly comeback.
فرشید
شنبه 12 مرداد 1392 11:01 ب.ظ
سلام
مطلب جالبی بود. بعضی وقتا بعضی پدر بزرگا یا پدرا یا مادربزرگا یا مادرا نمی خوان قبول کنن که بچه شون بزرگ شده و می خوان برای خودشون نگهش دارن. نتیجه اش هم می شه ضربه خوردن بچه و خود فرد...
بگذریم. ممنون به خاطر مطلب پر بارتون...
پاسخ محبوبه : خواهش میکنم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox